از «سینما حقیقت» تا «سلاحِ کذب»؛ چرا اثر اخیر اینترنشنال یک بیانیه تروریستی علیه افکار عمومی است؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۲۰۲۹
گزارش|

از «سینما حقیقت» تا «سلاحِ کذب»؛ چرا اثر اخیر اینترنشنال یک بیانیه تروریستی علیه افکار عمومی است؟

اثر ۲۳ دقیقه‌ای اخیر شبکه ایران‌اینترنشنال تحت عنوان «قتل‌عام ایران»، فراتر از یک محصول رسانه‌ای، یک سلاحِ روانی طراحی شده برای ترویج خشونت و مهندسی نفرت در جامعه ایران است. این اثر با نقض سیستماتیک پروتکل‌های مستندسازی و فرار عمدی از «حقیقت میدانی»، تلاش می‌کند تا با آمارهای کذب و روایت‌های تک‌ساحتی، جاده‌صاف‌کنِ پروژه‌های مداخله‌جویانه و تجزیه‌طلبانه باشد.
از «سینما حقیقت» تا «سلاحِ کذب»؛ چرا اثر اخیر اینترنشنال یک بیانیه تروریستی علیه افکار عمومی است؟

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در دنیای رسانه، مرز باریکی میان «مستندسازی» و «پروپاگاندای جنگی» وجود دارد. مستند زمانی شکل می‌گیرد که دوربین به عنوان یک ناظر بی‌طرف، در پی کشف زوایای پنهان یک واقعه باشد؛ اما آنچه در اثر اخیر ایران‌اینترنشنال مشاهده شد، نه تلاشی برای کشف حقیقت، بلکه تلاشی برای «خلقِ بحران» بود. این اثر ۲۳ دقیقه‌ای نشان داد که این رسانه هیچ خط قرمزی برای به خاک و خون کشیدن روانِ جامعه ایرانی ندارد و حاضر است تمامی استانداردهای بین‌المللی ضدخشونت را فدای استراتژی‌های رادیکال و نژادپرستانه حامیان مالی خود کند.

نقد ساختاری و نقض اصول «سینما حقیقت»

این اثر اصول بنیادین سینما حقیقت را به وضوح نقض می‌کند؛ چرا که حتی برای یک لحظه حاضر نیست دوربین خود را به سمت دیگر ماجرا بچرخاند. در واقع، در این اثر اصلاً «دوربینی» در کار نیست؛ بلکه ما با یک «قلمِ متوحش» و روایتی زامبی‌گونه از جامعه نجیب ایرانی روبرو هستیم.

سانسور روشنایی: دوربین این رسانه تنها در سیاهی و شب می‌چرخد و به طرز معناداری از نشان دادن روزِ شهرهای بزرگ کشور هراس دارد.

نادیده گرفتن اراده ملی: این روایت لحظه‌ای حاضر نیست به حماسه ۲۲ دی‌ماه بپردازد؛ روزی که مردم در روشنایی کامل، مرزبندی خود را با اعمال تروریستی و اغتشاشات اعلام کردند. این حذفِ عمدی، ثابت می‌کند که هدفِ مستند نه اطلاع‌رسانی، بلکه «خفه کردن صدای اکثریت» است.

خون‌پاشی رسانه‌ای و ترویج چرخه خشونت

این اثر بدون توجه به اصول گزارش‌دهی، تنها در حال خون‌پاشی روی جامعه‌ای است که درگیر گسترده‌ترین نوع جنگ روانی است.

آمار کذب و مصادره خون: اینترنشنال با سوءاستفاده از فضای مختل شده اینترنت، سعی می‌کند شهدای حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را که بر اثر خشونت ساخته و پرداخته شده توسط همین رسانه‌ها جان باختند، به نفع خود مصادره کند. آتش‌تهیه برای اشغال: این مستند با قلب واقعیت، عملاً نقش «آتش‌تهیه» را برای حملات نظامی و حتی پروژه‌های تجزیه ایران ایفا می‌کند.

دستگاه زامبی‌ساز و نقد اخلاقی

واقعیت این است که این رسانه یک دستگاه «زامبی‌ساز» است که با تولید آثار مخدر و محرکی همچون این مستند، افکار عمومی را به سمت چرخه خشونت سوق می‌دهد.

فقدان قهرمان و حماسه: در این اثر هیچ قهرمانی وجود ندارد. کینه و عقده‌ای که در تار و پود این مستند تنیده شده، حتی به کشته‌شده‌های مورد ادعای خودشان هم رحم نمی‌کند.

تناقض در روایت: تلاش‌های مذبوحانه اثر برای حماسی نشان دادن برخی لحظات، در تقابل مستقیم با بخش‌های ابتدایی آن قرار می‌گیرد که سعی داشت ایران را غرق در خفقان مطلق نشان دهد؛ این تناقض ناشی از ذاتِ دروغین سناریویی است که با واقعیت مردم ایران پیوند ندارد. در مستند «قتل‌عام ایران»، تدوین و موسیقی نه در خدمت روایت حقیقت، بلکه در خدمت ایجاد یک سایکوز (روان‌پریشی) جمعی و القای حس ناامنی مطلق هستند. 

 

تکنیک‌های تدوین: گسست تداومی برای ایجاد آشوب ذهنی

 

در مستندسازی استاندارد، «تدوین تداومی» (Continuity Editing) برای درک بهتر زمان و مکان به کار می‌رود. اما در این مستند، ما با نوعی «تدوین گسسته و تهاجمی» روبرو هستیم که هدفش نه تبیین، بلکه گیج کردن مخاطب است:

جامپ‌کات‌های عصبی (Jump Cuts): استفاده مکرر از کات‌های کوتاه و ناگهانی در ویدئوهای UGC (محتوای کاربر)، ریتمی مضطرب ایجاد می‌کند. این تکنیک باعث می‌شود مخاطب فرصت تفکر روی صحت تصویر را نداشته باشد و صرفاً حجم بالایی از «تنش» را دریافت کند.

مونتاژ دیالکتیکی با هدف تخریب: قرار دادن تصاویر آرشیوی قدیمی در کنار تصاویر تاریک شبانه، سعی دارد این القا را ایجاد کند که هیچ راه خروجی جز خشونت وجود ندارد. این تدوین، آگاهانه از نشان دادن «تداوم زندگی روزمره» در ایران پرهیز می‌کند تا تصویری زامبی‌گونه و در حال فروپاشی ارائه دهد.

کادربندی‌های بسته و خفقان‌آور: انتخاب آگاهانه نماهای بسته (Close-up) از درگیری‌ها و حذف نماهای باز (Long Shot) از آرامش شهرها، برای القای حس «محاصره» و «خفقان» است.


موسیقی متن القایی: مهندسی اضطراب و «شرطی‌سازی»

موسیقی در این مستند، نه یک پس‌زمینه هنری، بلکه یک «محرک بیولوژیک» برای تحریک سیستم عصبی مخاطب است:

استفاده از فرکانس‌های پایین (Drones): استفاده از صداهای ممتد و بم (Low Frequency) که در سینمای وحشت برای القای حس «ترسِ قریب‌الوقوع» به کار می‌رود. این صداها مستقیماً بخش آمیگدال مغز را هدف قرار می‌دهند تا مخاطب بدون آنکه بداند چرا، احساس خطر و اضطراب کند.

ریتم‌های ناهمگون (Dissonance): موسیقی متن این اثر فاقد ملودی آرام‌بخش است. استفاده از صداهای فلزی، خراشیده و ضرب‌آهنگ‌های نامنظم، ذهن را در وضعیت «جنگ یا گریز» قرار می‌دهد. این کار برای این است که مخاطب نتواند با منطق خود گزارش را تحلیل کند و صرفاً با «غریزه» خود به روایت دروغین پاسخ دهد.

سکوت‌های ناگهانی و انفجار صوتی: ایجاد سکوت‌های کوتاه و سپس پخش ناگهانی صدای جیغ یا انفجار، تکنیکی برای «شوک‌درمانی رسانه‌ای» است تا تمرکز مخاطب کاملاً در اختیار روایتگر قرار گیرد.

نقض پروتکل‌های بصری در نمایش خشونت

بر اساس پروتکل‌های اخلاقی رسانه (مانند استانداردهای OFCOM یا AJ+):

نمایش خشونت عریان باید با هشدار قبلی و در حداقل زمان ممکن باشد.

تصویر نباید باعث «تطهیر» یا «تقدس‌بخشی» به تروریسم شود.

اما این اثر  با «زیبایی‌شناسی خشونت» و استفاده از فیلترهای رنگی تیره و سرد (Color Grading)، سعی می‌کند خون‌ریزی را به عنوان تنها مسیر «حماسه» معرفی کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که «مستند» به «مانیفست جنگی» تبدیل می‌شود؛ جایی که هدف نه آگاهی‌بخشی، بلکه تبدیل مخاطب به یک مهره پیاده در شطرنج خشونت است.


 «قتل‌عام ایران» را نباید یک گزارش دید، بلکه باید آن را به عنوان یک «قطعه از پازل جنگ سخت» تحلیل کرد. رسانه‌ای که استانداردهای ضدخشونت را رد می‌کند و دوربینش به خون نخبگان و جوانان ایرانی آغشته است، نمی‌تواند مدعی روایت حقیقت باشد. این اثر، سقوط آزادِ حرفه‌ایِ رسانه‌ای است که آرزوی اشغال نظامی میهن را در سر می‌پروراند و برای رسیدن به آن، از هیچ دروغ و تحریفی فروگذار نمی‌کند.

واقعیت این است که اینترنشنال با تولید آثار مخدری همچون این مستند، نه به دنبال اطلاع‌رسانی، بلکه به دنبال «تخریب پایداری ملی» است. این مستند ثابت کرد که این رسانه هیچ مرز اخلاقی برای گذراندن و به خاک و خون کشیدن این سرزمین ندارد. دوربینی که به خون ایرانی آغشته است و تدوینی که با کینه انجام شده، هرگز نمی‌تواند مستند باشد؛ این تنها یک بیانیه تروریستی در فرمت ویدئویی است.

پربازدیدترین آخرین اخبار